нσмɛ / ɛ-мαιℓ / мσиα / Ƥяσғιℓɛ
دست هایمان را بهم قفل می کنیم فقط یادت باشد کلید را جایی بگذاری که یاد هیچ کداممان نماند
نظرات شما عزیزان:
یـــار من پرید تو دریا و کلید پیداش کرد و
قفلشو باز کرد و رفت
با اینکه میدونست من شنا بلد نیستم!!
پاسخ:چه عششقولانه حرفیدی دادا!
یـــار من پرید تو دریا و کلید پیداش کرد و
قفلشو باز کرد و رفت
با اینکه میدونست من شنا بلد نیستم!!
پاسخ:قربونت گلممممممممم
این نجوای هر روز من است در گوش خودم:
بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی
بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی
فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری
زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ... بخنـــد
ببخــش
و فرامـوش کـــن
هــرچـنــد میدانم ...
آســـان نــیســـت.
L : لايق دوست داشتن بودن
O: اميد به آينده اي روشن
V: وفاداري در عشق
E: انرژي هسته اي حق مسلم ماست
: тαɢƨ
Ɖɛƨιɢиɛя